حسن حسن زاده آملى

173

هزار و يك كلمه (فارسى)

كه از نظر ما غايب است به طورى كه تمام كيفيات و خصوصيات آن را ملتفت شويم بايد يك چيز ديگرى را كه از همه جهت عين آن غايب باشد درست كنند پيش ما بگذارند بگويند آن هم مثل اين است . مثلا وضع كعبه و مسجد الحرام يا حرم مطهر حضرت سيد الشهداء عليه السّلام را اگر نديده باشيم بايد در وسط يك حياطى يك اطاق مربع مستطيل بسازند و بگويند فرض كنيد اين حياط مسجد الحرام ، و اين اطاق كعبه ، و قد و اندازه و رنگ و خصوصيات اطاق را بعينه مثل كعبه درست كنند ، و همچنين كيفيت ضريح شش گوشه و آن طرف كه قبر شهداست ، و بيرون رواق ، قبر حبيب و گودال قتلگاه . تمام اينها را درست بكنند ، وقتى آدم ديد بفهمد . و همچنين فرنگيها كه اينجا مىآيند وقتى به مملكت خود مىروند و مىخواهند براى هموطنان خود بگويند كه بناى گنبد و گلدسته مسجد شاه اصفهان به چه نحو بوده عين اين طرح را آنجا مىسازند ، چنان كه در فيلادلفى آمريكا شنيده شده اهل آنجا مىروند و مىفهمند . ائمه و پيغمبر را به اوصاف و شمايل كه در كتب نوشته‌اند كاملا نمىتوان تصوّر كرد كه به چه شكل بوده‌اند مگر عكس از آنها در دست باشد كه آن زمان كشيده باشند كه معلوم نيست . دو جهت دارد كه نمىشود حقيقت حق را تمثيل كرد و شناسانيد و شناخت : يكى اينكه مسافرين طريقت كه سالكين الى الله‌اند - كه اگر بنا بشود به ما حق را بشناسانند بايد آنها بشناسانند - وقتى در منتهاى سير و سلوك به نزديك‌ترين مقامى مىرسند كه از آنجا نزديكتر ديگر ممكن نيست برسند ؛ چنان كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » « 1 » يا آن مقامى كه فرمود : فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى « 2 » بسيار نزديك به حق شدند كه خدا را شناختند ؛ خود را فراموش مىكنند و تصوّر نمىكنند كه خودشان موجودند . غشوه‌هائى بر حضرت امير عليه السّلام دست مىداد در نخلستان بنى النجار يا آن غشوه‌هاى پيغمبر در وقت نزول وحى يا

--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 87 ، ص 304 . ( 2 ) - و النجم ( 53 ) : 9 .